Friday, July 14, 2006

عشق ساده است

عشق چیست؟عشق ساده است. عشق در قطره اشکی خلاصه میشود. قطره اشکی که با جدا شدنِ چرخهای هواپیما از زمین، به زمین میریزد. قطره اشکی که در پشتِ شیشه های فرودگاه، در پشتِ دسته های گل، آرام آرام بر روی گونه ای تر میلغزد. عشق لمس دو دست است، در خلوتِ کوچه ای باریک، کوچه ای تاریک. عشق بوی انار است، بوی انجیر است و قل قلِ قلیان و بوی گیلاس و سیب. عشق یک چای داغ است، در کنارِ رودخانه ای در حالِ مرگ. عشق تعارفِ لقمهء آخر است. عشق ساده است. عشق زنگِ تلفنیست برای شب بخیر گفتن، برای گفتن "صبح بخیر." عشق تلاش برای نوشتنِ جمله ای عاشقانه است. عشق عکسِ سیاه و سفید و زشتیست که با تمامِ وجود دوستش دارید. عشق، در نگاهِ کمنورِ مامان بزرگ، خلاصه میشود. در دستانِ زنی خلاصه میشود که با توانِ کمش، اسپند دود کرده و برایت ورد میخواند. عشق در آن خداحافظیِ آخر خلاصه میشود، در آن جملهء کوتاهِ بر روی سنگِ قبر. عشق بوسهء پدر است، بر روی پیشانی. عشق نیشگونِ مادر است، هنگامِ شیطانی. عشق، نصیحت یک برادر است، در لحظاتِ غمناکِ تنهایی. عشق همصدایی با یک ترانه است. عشق یک ترانه است. عشق گاه یک سکوت است. سکوتی عمیق. سکوت است و یک نگاه. نگاهی عمیق. عشق گاه در یک نفس خلاصه میشود. آه.

Wednesday, July 12, 2006

خوش آمدی


خوش اومدی به صفحه انفجارهای پراکنده ذهن مشوش و درگیر این حقیر. امیدوارم ترکش این انفجارها تا حدی به قلبت فروبره و نه زجر، بلکه لذت ببری