Monday, January 22, 2007

احمدی نژاد

با محمود نشسته بودم رو کاناپه و داشتیم گل میگفتیم و میشنفتیم. کم کم بحث کشیده شد به وضعیت ایران. منم نمیدونم چی شد که زدم به سیم آخر و گفتم بهش: بین خودمون باشه ها، ولی خودومونیم، از وقتی انتخاب شدی، خوب ریدی به مملکت ها. یعنی گفتی همهء ایران به چپم.
یه نگاهی بهم کرد و یک پک محکم زد به قلیان و داد به من. منم که خون داغ شده بود تو رگام، قلیان رو گرفتم و خودم رو سپردم به صدای قل قلِ آب.
میدونی حامد جون، برنامه همین بود که من بیام و برینم به همه چی. یه ضرب المثل قدیمی میگه مردم هر کشوری لیاقت دولتی رو دارن که بهشون حکومت میکنه.
در حالیکه به سبیبیلهای آغا مجمد خان روی شیشهء قلیان زل زده بودم، یه نگاهی به محمود انداختم و باز بهش گفتم: ولی خدایی بد ریدی به مملکت. اصلاً خیالیت هست؟
نه، معلومه که نیست...مگه باید خیالیم هم باشه؟ آخه کدوم رئیس جمهوری که تائید صلاحیت شده میتونه تو این مملکت به فکر مردم باشه؟؟ اونایی که به فکر مردم هستن و تائید صلاحیت میشن، متاسفانه در تصادفهای رانندگی کشته میشن.
با پوزخند گفت: آخه میدونی که وضع جاده هامون خوب نیست.
پس قول و قرارات به مردم چی شد؟ مگه نگفتی مارو چه به گیر دادن به سر و قیافهء جوانها و زندگی شخصی مردم؟ مگه نگفتی ثروت رو میخوای تقسیم کنی؟ مگه نگفتی میخوای اِل کنی بِل کنی؟چی شد حاجی؟
قلیان رو ازم گرفت و یک پک محکم زد و نوک لوله رو گذاشت رو صورتش. گفت میدونی چیه حامد، جالبه که مردم هنوز بعد از بیشتر از 28 سال، هنوز نفهمیدن اوضاع از چه قراره.
البته بگم که من نه به سر و قیافه جوانها گیر دادم و نه به زندگی شخصی مردم. من هیچ کاری با اینها ندارم. همش کار این نیروهای انتظامی و این چرت و پرتهاست. زندگی شخصی مردم هم تا وقتی شخصی که ما خبر نداشته باشیم ازش. ولی وقتی ما میبینیم که یک دختر پسری دارن میرن تو یک خونه، اونوقت مساله دیگه شخصی نیست. ناموسی میشه. میفهمی چی میگم؟ ثروت رو هم که تقسیم کردم. البته جای یاد آوری داره که من هیچ وقت ریاضیم خوب نبود. دانشگاه هم بخاطر سهمیه بسیج شانس آوردم. وگرنه نمرهء ریاضیم خیلی تخمی بود.
محمود جان پس اینهمه زندانی سیاسی چی میگن؟ اصلاً مگه میشه زندانیِ سیاسی داشت تو یک مملکت؟
زندانی سیاسی نداریم که ما....
محمود جان تو ترکی؟
نه، تو ترکی؟
آره
جدی میگی؟
آره..مگه عیبی داره.
نه ولی بهت نمیآد.
آره بتو هم نمیآد رئیس جمهور بشی.
چه ربطی داره؟
ربطش به بی ربطیشه. ها ها.
گفت ببین حامد جون. چرا شما ها نمیفهمید؟ مردمِ ایران نمیتونن کاری بکنن. اگه یه صبح بریزن تو خیابون، همشون باید شب گشنه بخوابن. اونایی هم که پول دارن همه بخاطر وضع خراب مملکت پول در آوردن. پس چی شد؟ شد دو دسته. 1. یا پول دارن و قدرت دارن ولی تخم نمیکنن چیزی بگن چون زندگیشون وابسته به بقای رژیم. و 2. میخوان حکومت عوض شه ولی هیچ زوری ندارن. تا جیکشون در بیاد رفتن گوشه هلفدونی. دستهء سومی هم وجود نداره.
پس ما ایرانیهای خارج از کشور چی؟
شما ایرانی های خارج از ایران هم که پشمون هم نیستید. پس بیخیال شین. از قدیم گفتن اگه یک آخوند سوارِ خر بشه دیگه پائین نمیآد مگر اینکه یا خر بمیره یا آخوند.

ولی فکر نمیکنی دانشجو ها کم کم شاکی شن؟

شاکی؟؟؟؟ خیلی زور بزنن میشه 18 تیر. ازون بدتر که نمیشه؟ اونم دیگه ما گوشی دستمونه. جیکشون در بیاد، ایندفعه بجای اینکه از بالا پرتشون کنیم پائین، از همونجا میفرستیمشون پیش خدا. شایدم یهویی کل خوابگاه در حالیکه دانشجو ها خواب بودن آتیش گرفت، آتشنشانی هم که میدونی معمولا خیلی دیر میآد. مخصوصاً اگه شب باشه. خدا رو چه دیدی؟
گفتم بابا این جریان چاهِ جمکران چیه با این جاده امام زمانت؟
گفت بابا دلت خوشه ها، این کس شعر ها رو باید گفت برای این مذهبی های دیوانه که به آدم رای بدن دیگه. بابا جان چقدر شما ساده این. انتخاب شدن یک رئیس جمهور تو ایران، نشانه محبوبیتش بین مردم نیست. نشانه اینه که چند نفر رو تونسته خر کنه. آدمهای مذهبیِ الکی هم خیلی راحت خر میشن. همونطوی که بوش تو آمریکا رای میاره، من هم تو ایران رای میارم دیگه. همه میگن یارو دیوونست، ولی باز رای میاره. پس یعنی خوب تونسته ملت رو خر کنه. منم همینطور. خوب تونستم ملت رو خر کنم.

عکست رو آتیش زدن شاکی نشدی؟
نه بابا. شاکی؟ اونایی که عکسم رو آتیش زدن الان کجان؟؟؟ دیدیشون تازگیها؟؟احمد باطبی کجاست؟اکبرمحمدی کجاست؟زهرا کاظمی کجاست؟ ما محاکمه شدیم؟؟ ما کجائیم اونایی که عکس مارو آتیش زدن کجا. حاجی حامد، ایران دست ماست. حالا حالا ها هم ولش نمیکنیم. ببین ایران شده یک شطرنج برای ما. با مردم داریم مثل مهره بازی میکنیم. تا لحظهء مات شدن هم پاش هستیم.

ذغال خاکستر شده بود. صدای قل قلی نمی اومد. تنها چیزی که بود دود بود.

یک چیزی یادم رفت بگم. یادم رفت اول این نوشته، بنویسم: "دیشب یک خوابِ عجیب دیدم. با محمود نشسته بودیم....."

1 Comments:

Blogger Unknown said...

سلام بر حامد گل، آقا همه مي‌دونيم يك قطعه‌‌اي از زمين هست به نام ايران كه از زمان كورش و داريوش و حتي قبل از اونا هم هر كي اونجا دستش به جايي مي‌رسيده اولين كارش اعمال نظرات شخصي بوده و كلاً گور باباي نفع عمومي. ولي حالا بعد اين چند هزار سال يكي پيدا شده اين نظراتي كه داره مخالف نظرات اونمايي كه همه اين سالها خون مردم رو كردن تو شيشه (البته هر كي بگه به نفع مردمه خيلي خره) و در كل من با اين آقا محمود و ادامة كارش بسي موافقم انتخابات بعدي اگر زنده باشم بازم بهش رأي مي‌دم. چون تو اين مملكت محمود و احمدش مهم نيست فقط اگه براي چند سال دست اكبرهاش يه كمي كوتاه بشه مي‌شه چند صباح ديگه زنده موند. خلاصة امر اينه كه من عقيده دارم نبايد گفت چي يا كي بده! بلكه بايد گفت راه حل چيه؟ كي بياد كه خوب بشه (اگر همچبن كسي وجود خارجي داره!)؟ يا مثلاً همة اونايي كه گذاشتن رفتن چرا نميان اينجا رو درست كنن (من خودمم موندني نيستم چون اينجا درست شدني نيست) ولي در كل فكر مي‌كنم اگر اين دولت كه خداييش خيلي كاراي مفيد هم انجام داده وجهة ايران رو پيش 4 تا بدتر از بد مثل بوش و دار و دستش خراب كرده و با دول دور و بر رفيق شده حداقل ما هم مي‌تونيم همين كار رو بكنيم و به آتيش ندميم. ولي خيلي خوب بود چون بعد اين 14 سال دوستي نمي‌دونستم اينجوري مي‌نويسي! آفرين! يه روز جلال آل احمد شر كلاس داييم اينا (شاگرد جلال بوده) گفته بود: "اگر اين را تا ارتفاع كوهها از پهن گاو و گوسفند بپوشانند و بعد از 50 سال يك زوج از يك نسل خوب بيارن براي توليد نسل. شايد شايد اون مردمي كه اون وقت مي‌شن ملت ايران درست بشن" استعمار پير هم مي‌دونه داره چيكار مي‌كنه ديگه... كماكان عرب‌ها رو سير و ايراني‌ها رو گرشنه نگه داريد!!! آقا خيلي مخلصيم

5:37 AM  

Post a Comment

<< Home